سبط

🌐 قبیله

«سبط» به‌معنای نوه، به‌ویژه نوه از طرف دختر، یا فرزندِ فرزند است. در عربی همچنین «اسباط» به قبایل و شاخه‌های بنی‌اسرائیل گفته می‌شود که هرکدام از نسل یکی از فرزندان یعقوب بودند. این واژه هم معنای خویشاوندی دارد و هم معنای شاخه و تبار.

اسم (noun)

📌 قبیله

جمله سازی با سبط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جلس سبط الجدّ بجانبه في الاحتفال العائلي الكبير.

نوه پدربزرگ در جشن بزرگ خانوادگی کنار او نشسته بود.

💡 حضر سبط القبيلة إلى المجلس ليسمع قرار الشيوخ في القضية.

رئیس قبیله به شورا آمد تا نظر بزرگان را در این مورد بشنود.

💡 كان الرجل معروفًا بأنه سبط من أعلام العائلة في العلم والأدب.

آن مرد را از نوادگان یکی از بزرگان علم و ادب آن خاندان می‌دانستند.

💡 كان ميراث كل سبط يتضمن الالتزام بطرد أعداءهم من الأرض.

میراث هر قبیله شامل تعهد به بیرون راندن دشمنان از سرزمینشان بود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران