سامان

🌐 سامان

این واژه در عربی معیار به‌صورت اسم خاص یا واژه‌ی واردشده در فارسی-عربی به کار می‌رود و در فارسی معنی «نظم، ترتیب، قاعده، آراستگی» می‌دهد. در عربی نیز ممکن است به‌عنوان نام شخص یا واژه‌ای غیرمعیار / وام‌واژه دیده شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سامان

جمله سازی با سامان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حضر سامان إلى الحفل في الوقت المحدد، وجلس مع أصدقائه قرب المنصة.

سامان به موقع به مهمانی رسید و با دوستانش نزدیک صحنه نشست.

💡 تروي أعمال سامان حياة أولئك الأشخاص الذين يكافحون للتعايش مع قضايا الصحة النفسية التي جاءت كنتيجة للعنف المنتشر حولهم.

آثار سامان داستان افرادی را روایت می‌کند که در تلاشند تا با مشکلات سلامت روان ناشی از خشونت رایج در اطرافشان کنار بیایند.

💡 التقيتُ بـ سامان في المقهى، وتحدثنا طويلًا عن الأخبار والمشاريع الجديدة.

من سامان را در کافه ملاقات کردم و مدت زیادی در مورد اخبار و پروژه‌های جدید صحبت کردیم.

💡 أخبرني سامان أنه ينوي السفر قريبًا إلى مدينة أخرى للعمل.

سامان به من گفت که قصد دارد به زودی برای کار به شهر دیگری سفر کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران