زیح
🌐 زه
این واژه در عربیِ معیار بسیار رایج نیست و بهتنهایی معنای ثابت و شناختهشدهای ندارد؛ در برخی کاربردهای نادر ممکن است بهصورت نزدیک به ریشههایی با معنای «کنار رفتن، دور شدن، یا انحراف» فهمیده شود، اما بهعنوان واژه مستقل در متون کلاسیک عربی چندان شناخته نیست.
جمله سازی با زیح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قالَ المهندسُ إنَّ الزِّيَحَ في المنظومةِ سبَّبَ تأخيرًا في تشغيلِ المحطةِ.
این مهندس گفت که جابجایی در سیستم باعث تأخیر در بهرهبرداری از ایستگاه شده است.
💡 بقيَ الزِّيَحُ ظاهرًا عندَ بابِ الورشةِ حتى جاءَتِ الآلةُ البديلةُ.
این شکاف تا زمان رسیدن دستگاه جایگزین، در درب کارگاه قابل مشاهده بود.
💡 أزالَ العاملُ الزِّيَحَ من الطريقِ بعدَ أن تعطَّلَتِ الشاحنةُ صباحًا.
این کارگر پس از خراب شدن کامیون در صبح، آوار را از جاده جمع کرد.