زَکَم
🌐 زکام
زَکَم به معنای بیماری بینی، گرفتگی مجاری بینی، آبریزش و علائمی شبیه سرماخوردگی است. این واژه در عربی بهویژه برای ناراحتیهای مربوط به بینی و مجاری تنفسی بهکار میرود. در فارسی نیز در متون پزشکی قدیم یا لغوی، «زکم» به همین معنا دیده میشود.
جمله سازی با زَکَم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان زکم الولد سببًا في تغيبه عن الحصة الأولى صباحًا.
پسر سرما خورده بود و همین باعث شد کلاس اول صبح را از دست بدهد.
💡 نصح الطبيبُ المريضَ بالراحة وشرب السوائل لأن زکم قد يطول إذا أُهمل.
پزشک به بیمار توصیه کرد که استراحت کند و مایعات بنوشد زیرا سرماخوردگی در صورت بیتوجهی میتواند مدت زیادی طول بکشد.
💡 أصيب الرجلُ بـ زکم خفيف بعد سفرٍ طويلٍ في طقسٍ باردٍ وممطر.
این مرد پس از یک سفر طولانی در هوای سرد و بارانی، دچار سرماخوردگی خفیفی شد.