رمغ

🌐 رحم

«رمغ» در لغت عربی به گل، لجن، یا آلودگیِ چسبنده و نرم گفته می‌شود. این واژه معمولاً برای چیزی به کار می‌رود که با رطوبت و خاک آمیخته و کثیف یا لزج شده باشد. در بعضی کاربردهای لغوی، رمغ به اثرِ گل‌ولای بر زمین یا پا نیز اشاره دارد.

جمله سازی با رمغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بقيَ رمغ العربةِ عالقًا في العجلاتِ حتى اضطررنا إلى غسلِها بالماءِ.

گریس گاری آنقدر به چرخ‌هایش چسبیده بود که مجبور شدیم آن را با آب بشوییم.

💡 حاولَ العاملُ تنظيفَ رمغ الحذاءِ قبلَ دخولِه إلى المكتبِ.

کارگر سعی کرد قبل از ورود به دفتر، کف کفشش را تمیز کند.

💡 اختلطَ رمغ الثوبِ بالطينِ حينَ مشى الطفلُ في الساحةِ بعدَ المطرِ.

لکه‌ی روی لباس، وقتی کودک بعد از باران در میدان راه رفت، با گل مخلوط شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران