رفاقي

🌐 رفقای من

«رِفاقي» معمولاً صفتی منسوب به «رفاق» یا «رفاقت» است و می‌تواند به معنای «دوستانه، رفیقانه، مربوط به رفاقت» باشد. در بعضی گویش‌ها یا کاربردها، ممکن است به کسی گفته شود که اهل رفاقت و هم‌نشینی است. بنابراین این واژه بیشتر حالت وصفی دارد و از دوستی و همراهی حکایت می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 دوستان من

📌 رفقای من

📌 بچه‌های من

📌 رفیق من

📌 پسرهای من

جمله سازی با رفاقي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احتفل رفاقي بنجاح المشروع بعد أشهر من العمل.

همکارانم پس از ماه‌ها کار، موفقیت پروژه را جشن گرفتند.

💡 ‬أصعد بها إلى التّـلّة ثم أنحدر مسرعا كطير‬ ‫ثم أدور على رفاقي ليروا ّ‬ ‫ّ‬ ‫طائر إلى أن تتوقّف بنفسها!

آن را از تپه بالا می‌برم، سپس مثل یک پرنده به سرعت پایین می‌روم، بعد دور همراهانم می‌چرخم تا بتوانند آن را ببینند، تا اینکه خودش متوقف می‌شود!

💡 ساعدني رفاقي في ترتيب المعرض داخل المدرسة.

همکلاسی‌هایم به من کمک کردند تا نمایشگاه را در داخل مدرسه ترتیب دهم.

💡 نادى المدرّب: رفاقي يا أبطال، حافظوا على التركيز طوال المباراة.

مربی فریاد زد: «هم تیمی‌های من، قهرمانان، در طول مسابقه تمرکز خود را حفظ کنید.»

💡 سافرتُ مع رفاقي إلى الجبل في نهاية الأسبوع.

آخر هفته با دوستانم به کوه سفر کردم.

💡 ألم يمت رفاقي في المنظمة من أجل أن نصل نحن إلى غايتنا؟

مگر رفقای من در سازمان جان نباختند تا ما به هدفمان برسیم؟

💡 كتبتُ في الرسالة: رفاقي يا إخوتي، أشتاق إلى لقائكم قريبًا.

در نامه نوشتم: دوستان من، برادران من، مشتاق دیدار شما هستم.

کلمات مرتبط