رخو
🌐 شل
«رَخو» یعنی نرم، سست، شل، آسان و غیرمحکم. این واژه برای توصیف جسم، طناب، بافت، یا حتی حالت و رفتار بهکار میرود؛ مثلاً چیزی که سفت و محکم نیست، رخو گفته میشود.
صفت (adjective)
📌 شل
📌 نرم
📌 شل و ول
📌 سست
📌 سهل انگار
جمله سازی با رخو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يكون عادة الإصبع الإضافي نسيج رخو يمكن إزالته.
انگشت اضافی معمولاً یک بافت نرم است که میتوان آن را برداشت.
💡 وتر القوس رقيق أكثر من اللازم، كما أنه رخو جداً.
زه کمان خیلی نازک است، و همچنین خیلی شل است.
💡 تعثر بسبب رباط حذاء رخو بينما كان يسرع في الممر.
او هنگام دویدن با عجله در راهرو، به دلیل شل بودن بند کفشش زمین خورد.