رحيلها

🌐 عزیمت او

«رَحیلُها» یعنی «کوچِ او» یا «رفتنِ او» برای مؤنث. این واژه همان معنای «رحيله» را دارد، اما ضمیر «ها» نشان می‌دهد که صاحبِ رفتن یا کوچ، مؤنث است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 عزیمت او

📌 او رفت

📌 عزیمت آن

📌 گذشت او

📌 او رفته بود

📌 عزیمت آنها

جمله سازی با رحيلها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اضطرت سفينة الرورو الأسبوع الماضي لتأجيل رحيلها بسبب البحر المضطرب.

هفته گذشته، کشتی رو-رو به دلیل دریای متلاطم مجبور شد حرکت خود را به تعویق بیندازد.

💡 أصبحت تلك الكلمات الأخيرة إرثاً، ملهمةً للآخرين حتى بعد رحيلها بوقت طويل.

آن کلمات آخر به میراثی تبدیل شدند که مدت‌ها پس از درگذشت او، الهام‌بخش دیگران بود.

💡 ‫كنت أبيت الليلة بفندق العاهرات وكنت شابا يافعا ولكنها‬ ‫حملت مني أو من غيري وعند رحيلها سلمت لي الطفلة بعمر‬ ‫السنتين‪.

من شب را در یک فاحشه خانه گذراندم و مرد جوانی بودم، اما او از من یا شخص دیگری باردار شد و وقتی رفت، کودک دو ساله را به من سپرد.

💡 كان اثرها في الأسرة عميقًا بعد رحيلها المفاجئ.

رفتن ناگهانی او تأثیر عمیقی بر خانواده گذاشت.

💡 كان رحيلها مفاجئًا، لذلك بقيت زميلاتها يتحدثن عنها طويلاً بحزن ووفاء.

رفتن او ناگهانی بود، برای همین همکارانش مدت‌ها با غم و اندوه و وفاداری از او صحبت می‌کردند.

💡 لم ينسَ الجيران رحيلها إلى مدينة أخرى، فقد كانت محبوبة بين الجميع.

همسایه‌ها رفتن او به شهر دیگری را فراموش نکردند، چون همه او را دوست داشتند.

کلمات مرتبط