رحلتي

🌐 سفر من

«رحلتي» یعنی سفر من، کوچ من، یا رحلت من. این واژه از «رحلة» به‌اضافهٔ ضمیر «ـي» ساخته شده و به چیزی که به خود گوینده مربوط است اشاره می‌کند. در گفتار و نوشتار عربی، برای بیان سفر شخصی یا کوچ فردی به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سفر من

📌 پرواز من

📌 سواری من

📌 تو می‌روی.

📌 تو رفتی.

جمله سازی با رحلتي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت رحلتي إلى البحر فرصة للاسترخاء بعد شهر طويل من العمل.

سفر من به دریا فرصتی بود تا بعد از یک ماه طولانی کار، استراحت کنم.

💡 بسبب تأخر العمل، أريد تغيير رحلتي الجوية إلى يوم الغد.

به دلیل تاخیرهای کاری، می‌خواهم پروازم را به فردا تغییر دهم.

💡 سأغادر الان إلى المطار لأن رحلتي ستنطلق بعد ساعة واحدة فقط.

الان دارم میرم فرودگاه چون پروازم یه ساعت دیگه‌ست.

💡 فاتتني رحلتي بسبب نسياني ساعة المغادرة في المنزل.

من پروازم را از دست دادم چون زمان حرکتم را در خانه فراموش کرده بودم.

💡 ‬نعم كانت هذه رحلتي في الحياة الدنيا أن أحلم‬ ‫وأعمل على تحقيقها

بله، این سفر من در این زندگی بود: رویاپردازی و تلاش برای رسیدن به آن.

💡 هل هنالک باص للمطار؟ رحلتي بعد ثلاث ساعات.

آیا اتوبوسی به فرودگاه هست؟ پرواز من سه ساعت دیگر است.

💡 تحدثتُ باحد الأصدقاء عن رحلتي إلى البحر أمس.

دیروز با یکی از دوستانم در مورد سفرم به دریا صحبت کردم.

💡 وحکيت ُ لصديقي عن رحلتي إلى الجبلِ، فاستمعَ إليَّ باهتمامٍ وسألني عن التفاصيلِ.

من در مورد سفرم به کوهستان به دوستم گفتم، و او با دقت به من گوش داد و جزئیات را از من پرسید.

💡 اعتمدتُ في رحلتي على خريطةٍ دقيقةٍ ساعدتني على الوصول بسرعة.

در طول سفرم، به یک نقشه دقیق متکی بودم که به من کمک کرد سریع به مقصد برسم.

💡 سجلت رحلتي في مفكرة السفر لأنني أردت أن أتذكر كل التفاصيل.

من سفرم را در یک دفتر خاطرات سفر ثبت کردم چون می‌خواستم تمام جزئیات را به خاطر بسپارم.

💡 بما أن الطقس أصبح غير مناسب، أريد تغيير رحلتي الجوية قبل السفر.

از آنجایی که هوا نامناسب شده است، می‌خواهم قبل از سفر پروازم را تغییر دهم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران