ذاهبة

🌐 رفتن

یعنی «رونده» یا «زنی که می‌رود». این شکل مؤنثِ ذاهب است و برای اشاره به یک زن یا چیزی مؤنث که در حال رفتن است به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رفتن

📌 می روم.

📌 ترک کردن

📌 سر

📌 رفته

📌 عنوان

جمله سازی با ذاهبة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫عانقيني إذن وقولي لي إنك ذاهبة للبحث عن السعادة ألصدق‪.

بعد مرا در آغوش بگیر و بگو که قرار است به دنبال شادی واقعی بگردی.

💡 السيارة ذاهبةٌ إلى الورشة لإصلاح العطل المفاجئ.

ماشین برای رفع نقص ناگهانی به تعمیرگاه می‌رود.

💡 ‫كانت األفكار ذاهبة بي وآتية وكنت دائم الغضب والعزلة وهكذا‬ ‫مضيت حتى أيلول.

افکارم مدام به هم می‌ریخت و مدام عصبانی و گوشه‌گیر بودم. و به همین ترتیب تا سپتامبر ادامه دادم.

💡 هي ذاهبةٌ إلى المدرسة قبل شروق الشمس كل يوم.

او هر روز قبل از طلوع آفتاب به مدرسه می‌رود.

💡 ‫يف هذا اليوم كنت ذاهبة إىل زوجي لقحاء عدة أيام يف املدينة البي‬ ‫يشارك يف مؤمتر هام فيها‪

در این روز من برای چند روز به خانه شوهرم در شهری که او در یک کنفرانس مهم شرکت کرده بود، می‌رفتم.

💡 ‬أنا ذاهبة الن و كأسا الحبّ و‬ ‫الشبيبة ما برحتا طافحتين في أيدينا

من اکنون می‌روم، و جام‌های عشق و جوانی هنوز در دستان ما لبریزند.

💡 الأم ذاهبةٌ إلى الطبيب لأنها تشعر بتعبٍ منذ أمس.

مادر به پزشک مراجعه می‌کند زیرا از دیروز حالش خوب نیست.

💡 ‬أنا ذاهبة ألستمتع بما تبقى من عمري بعيدا عن كل شيء‪

قراره از بقیه عمرم دور از همه چی لذت ببرم.

کلمات مرتبط