دهان

🌐 رنگ‌آمیزی

«دهان» در عربی و فارسی به معنای «mouth» یا «گِرده‌ی دهان، دهان انسان و حیوان» است. این واژه در عربی معیار نیز رایج است و در فارسی هم کاملاً شناخته‌شده و پرکاربرد است. گاهی در ترکیباتی مثل «دهان باز کردن» یا «دهان بستن» هم به صورت استعاری به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 رنگ‌آمیزی

📌 نقاشی

📌 نقاش

📌 مرهم رقیق کننده

📌 کرم

📌 کار رنگ کاری

📌 پماد

📌 مرهم

جمله سازی با دهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد إزالة الغبار، بدأ الحرفي بوضع دهان أبيض على السطح.

پس از پاک کردن گرد و غبار، صنعتگر شروع به اعمال رنگ سفید روی سطح کرد.

💡 يحتاج هذا الحائط إلى دهان جيد حتى يبدو المنزل أجمل.

این دیوار به یک رنگ‌آمیزی خوب نیاز دارد تا خانه زیباتر به نظر برسد.

💡 يمكن أن يكون دهان المنزل منفذاً فنياً ومهمة عملية في آن واحد.

نقاشی خانه می‌تواند هم یک تلاش هنری و هم یک کار عملی باشد.

💡 غبو اللون على الجدار القديم، فاحتاج إلى دهان جديد يعيد له حيويته.

رنگ دیوار قدیمی محو شده بود، بنابراین برای بازیابی سرزندگی‌اش به رنگ جدیدی نیاز داشت.

💡 يحتاج دهان البيوت في الغالب إلى سلالم وسقالات للمباني الطويلة.

نقاشی خانه‌ها اغلب برای ساختمان‌های بلند به نردبان و داربست نیاز دارد.

کلمات مرتبط