دماغه

🌐 مغز او

یعنی «دماغِ او / دماغِش»؛ این صورت از «دماغ» با ضمیر «ـه» ساخته شده و به چیزی نسبت داده می‌شود که به «او» تعلق دارد.

جمله سازی با دماغه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لاحظت الأسرة أن دماغه لم يعد يركز كما كان من قبل.

خانواده متوجه شدند که مغز او دیگر مانند گذشته متمرکز نیست.

💡 أصيب دماغه بضغط شديد بسبب السهر المتكرر.

مغز او به دلیل بی‌خوابی مکرر دچار استرس شدید شده بود.

💡 ‫فضربه وليد على دماغه بهزار وقال ‪ :‬بس يال لما تكبر ابقا‬ ‫تعالى أتكلم‪.

ولید به شوخی به سر او زد و گفت: «صبر کن بزرگ شوی، بعد بیا با من حرف بزن.»

💡 سيطر جانبها الأيسر من دماغه أثناء المناقشات حول الاقتصاد والنظريات المنطقية.

در بحث‌های مربوط به اقتصاد و نظریه‌های منطقی، سمت چپ مغز او غالب بود.

💡 قال الطبيب إن دماغه يحتاج إلى راحة بعد الحادث.

دکتر گفت مغزش بعد از تصادف به استراحت نیاز دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران