دماغي
🌐 مغزی
صفت (adjective)
📌 مغزی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مغز من
جمله سازی با دماغي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الواق ع مجموع ة هالوس دماغي ة متف ق عليها بشكل جماعي
واقعیت مجموعهای از توهمات مغزی است که مورد توافق جمعی قرار گرفتهاند.
💡 أحتاج إلى إراحة دماغي قليلاً بعد يوم عمل طويل.
بعد از یه روز کاری طولانی، باید یه کم به مغزم استراحت بدم.
💡 أتمنى لو أصحو من النوم وتقدم لي وجبة كالم جاهزة إلى دماغي أستطيع بها ان أجد ما أحادث به االخرين.
کاش از خواب بیدار میشدم و یک وعده غذای آماده از کلمات را به مغزم تحویل میدادند تا بتوانم چیزی برای صحبت با دیگران پیدا کنم.
💡 لا يعمل دماغي جيدًا إذا كنت جائعًا أو متعبًا.
اگر گرسنه یا خسته باشم، مغزم خوب کار نمیکند.
💡 وربما كان على أمي أن تستأصل من دماغي ذلك الجزء الذي يفكر بمنطق وعقلنية
شاید مادرم باید آن بخش از مغزم را که منطقی و عقلانی فکر میکند، برمیداشت.
💡 ما با ُل الحروف ال ُّ اللف الدوران في أرجاء دماغي؟
معنی حروفی که مدام در مغزم میچرخند و تکرار میشوند چیست؟
💡 أصبح دماغي أكثر صفاءً عندما أنام مبكرًا.
وقتی زود میخوابم، مغزم شفافتر میشود.