دعها
🌐 بگذار او
قید (adverb)
📌 بگذار او
📌 بگذارید آنها
جمله سازی با دعها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دعها تظن ما تظن يا رجل ما يضيرك وقد أصبحت انسانا ناجحا من فتاة ال تملك لك نفعا والضرر
بذار هرچی دلش میخواد فکر کنه، مرد. به تو چه مربوطه؟ تو به لطف دختری که نه میتونه بهت سودی برسونه و نه ضرری، آدم موفقی شدی.
💡 ولكن ك امرأة مس تقلة قوي ة ال تخ دعها الكلم ات
اما به عنوان یک زن قوی و مستقل، کلمات او را فریب نمیدهند.
💡 اللازانيا قد نضجت أخيرًا؛ دعها تستريح قليلاً قبل التقديم.
لازانیا بالاخره پخته شده است؛ قبل از سرو، بگذارید کمی استراحت کند.
💡 أرجوك دعها تتخرّج - لماذا تسللت إلى غرفة المعلّمين وجعلت الأمور معقدة؟
لطفا بذار فارغ التحصیل بشه - چرا یواشکی رفتی تو اتاق معلما و اوضاع رو پیچیده کردی؟
💡 في بعض الأحيان فقط دعها تلعب الدور الرئيسي.
فقط گاهی اوقات اجازه دهید او نقش اصلی را بازی کند.
💡 عندما رأتْ الأمُّ ابنتَها مترددةً قالتْ لها: دعها تُجربْ بنفسِها، فالتجربةُ أفضلُ معلمٍ.
وقتی مادر دخترش را مردد دید، به او گفت: بگذار خودش امتحان کند، زیرا تجربه بهترین معلم است.