داحضة
🌐 رد شد
«داحضة» از ریشهٔ «دحض» است و بهمعنای «باطل، لغزان، نادرست، ساقطشونده» میآید. در عربی، این واژه برای استدلالِ باطل، حجتِ ناپایدار، یا چیزی که اعتبارش فرو میریزد بهکار میرود. مثلاً «حجّة داحضة» یعنی «دلیلِ باطل و بیاعتبار». پس داحضة بارِ منفی دارد و چیزی را نشان میدهد که پایهٔ محکمی ندارد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تکذیب
📌 مسخره کردن
جمله سازی با داحضة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اعتبرَ القاضي داحضةَ الشهادةِ سببًا لرفضِ الدعوى.
قاضی، رد شهادت را دلیل رد پرونده دانست.
💡 كانت داحضةُ الحجةِ واضحةً أمامَ الجميعِ.
بطلان استدلال برای همه روشن بود.
💡 ظهرت داحضةُ الفكرةِ بعدَ مناقشةٍ قصيرةٍ.
این ایده پس از بحثی کوتاه رد شد.