خمول

🌐 عدم فعالیت

«خمول» یعنی گمنامی، بی‌نامی، پنهان بودن و دور از شهرت بودن. این واژه برای کسی یا چیزی به‌کار می‌رود که شناخته‌شده نیست یا آوازه و شهرتی ندارد. گاهی نیز به معنای آرامش و فروکش کردنِ صدا و هیاهو می‌آید.

اسم (noun)

📌 عدم فعالیت

📌 بیکار

📌 بی‌حالی

📌 اینرسی

📌 خفته

📌 بی‌اثری

📌 بی‌عملی

جمله سازی با خمول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وبزعم أن حكومته ليست قادرة على العثور على الفتيات والإفراج عنهن، فقد حاول تبرير خمول حكومته.

او با این ادعا که دولتش قادر به یافتن و آزادی دختران نبوده، تلاش کرد تا بی‌عملی دولتش را توجیه کند.

💡 على الرغم من مواهبها، كانت تجد نفسها غالباً عالقة في خمول الشك الذاتي.

با وجود استعدادهایش، او اغلب خود را در رکود شک به خود گرفتار می‌یافت.

💡 ‬أحيانا أغفو‬ ‫وأصحو تحت تأثير تيار خمول مرضي جارف يأتيني على فترات‪

بعضی وقت‌ها تحت تأثیر یک رخوت بیمارگونه و فراگیر که گهگاه به سراغم می‌آید، به خواب می‌روم و بیدار می‌شوم.

💡 ويمكن اعتباره تقليلا من وقت خمول المهمة.

این را می‌توان کاهش زمان عدم فعالیت وظیفه در نظر گرفت.

💡 بويضات حشرات قديمة آلاف أو ملايين من السنوات في خمول كاذب حتى...

تخم‌های حشرات هزاران یا میلیون‌ها سال در حالت شبه خواب تا ...

💡 لاحظ الطبيب أن خمول المريض قد يكون ناتجًا عن الإرهاق أو سوء التغذية.

پزشک خاطرنشان کرد که بی‌حالی بیمار ممکن است به دلیل خستگی یا سوءتغذیه باشد.

💡 قد تُظهر الكلاب المصابة بالسعال الكنلي أيضًا علامات خمول أو فقدان شهية.

سگ‌هایی که سرفه سگی دارند، ممکن است علائم بی‌حالی یا از دست دادن اشتها را نیز نشان دهند.