خطی
🌐 خط من
این صورت ممکن است به شکلهای مختلفی تعبیر شود، اما از نظر ریشهای به خطأ / خطیئة نزدیک است و میتواند به معنی خطا، لغزش، یا نسبتدادهشده به خطا باشد. در بعضی سیاقها ممکن است صفتی برای چیزی «غلط» یا «ناصحیح» باشد.
صفت (adjective)
📌 نوشته شده
📌 خطی
📌 دست نوشته
📌 خوشنویسی
جمله سازی با خطی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طلب المدير نسخةً خطی من العقد بدل الصورة غير الواضحة.
مدیر به جای تصویر نامفهوم، یک نسخه دستنویس از قرارداد درخواست کرد.
💡 احتفظتُ بمذكرة خطی كتبتها بيدي أثناء الاجتماع.
من یک یادداشت دستنویس که در طول جلسه نوشته بودم را نگه داشتم.
💡 كان الخطُّ في التقرير خطی وسهلًا على القارئ.
فونت استفاده شده در گزارش واضح و خوانا بود و خواننده به راحتی میتوانست آن را بخواند.