خط اليد
🌐 دستخط
اسم (noun)
📌 دستخط
📌 خوشنویسی
جمله سازی با خط اليد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الدعوات كانت مكتوبة بأناقة خط اليد مما يعطي لمحة راقية لحفل الزفاف.
دعوتنامهها با خطی زیبا نوشته شده بودند و جلوهای فاخر به مراسم عروسی میبخشیدند.
💡 لا يستطيع الطبيب أن يكتب بسرعةٍ، لأن خط اليد عنده صار صعب القراءة أحيانًا.
دکتر نمیتواند سریع بنویسد زیرا دستخطش گاهی اوقات خواندنش دشوار شده است.
💡 أرسلتْ لي جدّتي رسالةً قصيرةً مكتوبةً بـ خط اليد فشعرتُ بالحنين.
مادربزرگم یک نامه دستنویس کوتاه برایم فرستاد و من احساس دلتنگی کردم.
💡 الأطفال رسموا على صفحات ذات خطوط للمساعدة في تحسين خط اليد لديهم.
بچهها روی صفحات خطدار نقاشی کشیدند تا به بهبود دستخطشان کمک کنند.
💡 أعجبتُني ملاحظاته لأن خط اليد فيها واضحٌ ومنظّمٌ للغاية.
من یادداشتهای او را دوست داشتم چون دستخطشان خیلی واضح و منظم بود.