خسق

🌐 خسوف

این واژه نیز در عربی معیار بسیار رایج نیست و در منابع مختلف ممکن است به شکل نادر یا محلی دیده شود. در صورت ارتباط با ریشه‌های مشابه، می‌تواند به معنای فرو رفتن، نفوذ کردن، یا وارد شدن چیزی در چیزی دیگر فهمیده شود، اما کاربرد دقیق آن وابسته به متن است.

جمله سازی با خسق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لاحظ المهندسون خسق التربة قرب النهر بعد ارتفاع منسوب المياه بشكل مفاجئ.

مهندسان پس از افزایش ناگهانی سطح آب، متوجه فرونشست خاک در نزدیکی رودخانه شدند.

💡 أدت الهزات الخفيفة إلى خسق بسيط في بعض الطرق الريفية.

این زمین لرزه خفیف باعث فرونشست جزئی در برخی جاده‌های روستایی شد.

💡 استخدم الباحث كلمة خسق في تقريره لوصف انقطاع الأرض تحت المبنى القديم.

این محقق در گزارش خود از کلمه «sinkhole» برای توصیف شکاف موجود در زمین زیر ساختمان قدیمی استفاده کرد.

کلمات مرتبط