خجلي

🌐 خجالتی بودن من

این واژه معمولاً به معنای شرم من، خجالت من یا چیزی مرتبط با حالت «خجالت‌زدگیِ من» است و در کاربردهای نوشتاری می‌تواند صورتِ ملکی / نسبتی از «خجل» باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شرمساری من

📌 خجالتی بودن من

جمله سازی با خجلي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أخفيت هذه الحقيقة عنك عمدًا بسبب خجلي من ذلك.

من عمداً این حقیقت را از تو پنهان کردم، چون از آن خجالت می‌کشیدم.

💡 كنت دوما أدرك ان خجلي او انطوائيتي بالمدرسة مع‬ ‫انني مشاكس ومرح بالعائلة تفسد أمور كثيرة‪

من همیشه حواسم بود که خجالتی یا درونگرا بودنم در مدرسه، با وجود شیطنت و خوشرویی در خانه، خیلی چیزها را خراب می کرد.

💡 سوف أتخلص من خجلي وأطلب منهم العون

من بر خجالتی بودنم غلبه خواهم کرد و از آنها کمک خواهم خواست.

💡 وصفه المعلم بأنه طالب خجلي لكنه مجتهد.

معلم او را دانش‌آموزی خجالتی اما کوشا توصیف کرد.

💡 ‬وكان‬ ‫طلبي منه واحدة كفيل ان يمثل اسعافا ً ناجعا ً مؤقتا ً لتسكين ركالت معدتي‬ ‫ولكن يقف خجلي حائال عنه‪.

درخواست من برای یکی از آنها می‌توانست برای تسکین موقت و مؤثر غرغرهای معده‌ام کافی باشد، اما خجالتی بودنم مانع از انجام این کار می‌شد.

💡 ‬الغريب‬ ‫أنني بالرغم من خجلي الشديد لم أكن مستاءة من أبلة عائشة‪.

عجیب اینکه با وجود خجالتی بودن مفرطم، از خانم عایشه ناراحت نشدم.

کلمات مرتبط