حفيدها

🌐 نوه اش

این ترکیب به معنای «نوه‌هایش» است و با پسوند «ـها» در عربی / ترکیب فارسی‌شده، حالت جمع و مالکیت را می‌رساند. یعنی چند نوه که متعلق به او هستند. در فارسی «نوه‌هایش» یا «نوه‌های او» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نوه اش

📌 نوه خودش

جمله سازی با حفيدها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أخذت حفيدها إلى الطبيب بعد أن شعر بالحمى في الصباح.

او نوه‌اش را بعد از اینکه صبح احساس تب کرد، نزد پزشک برد.

💡 ربتت الجدة على ظهر حفيدها بحنان، ثم أخبرته أن كل شيء سيكون بخير.

مادربزرگ با محبت به پشت نوه‌اش زد و سپس به او گفت که همه چیز درست خواهد شد.

💡 كانت حفيدها سببًا في ابتسامتها اليومية وفرحها المستمر.

نوه‌اش دلیل لبخند روزانه و شادی مداوم او بود.

💡 أحبت حفيدها كثيرًا لأنها ترى فيه امتدادًا لعائلتها الجميلة.

او نوه‌اش را خیلی دوست داشت، چون او را امتدادی از خانواده‌ی زیبای خود می‌دید.

💡 اقنعت الجدةُ حفيدها بأهمية النوم المبكر قبل الامتحان.

مادربزرگ نوه‌اش را از اهمیت زود خوابیدن قبل از امتحان متقاعد کرد.

💡 كانت الجدة تنادي حفيدها احضانه من الشرفة لأن المطر بدأ يهطل.

مادربزرگ از بالکن نوه‌اش را صدا می‌زد تا بغلش کند، چون باران شروع به باریدن کرده بود.

💡 بقيت الجدة مطمینة على صحة حفيدها بعد أن طمأنها الطبيب شخصيًا.

مادربزرگ پس از اینکه پزشک شخصاً به او اطمینان خاطر داد، همچنان در مورد سلامت نوه‌اش مطمئن بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران