حشيش

🌐 حشیش

«حشيش» به معنی «علف، گیاه خشک، سبزهٔ بریده‌شده» است و در اصل به پوشش گیاهی یا علفزار اشاره دارد. این واژه در فارسی جدید گاهی به معنای خاصِ مادهٔ مخدر نیز به کار می‌رود، اما معنای اصلی عربی آن «علف و گیاه خشک» است. بنابراین در متن عربی، این واژه معمولاً بار گیاهی و طبیعی دارد.

اسم (noun)

📌 علف هرز

📌 حشیش

📌 گلدان

📌 هش

📌 ماریجوانا

📌 چمن

📌 یخچال فریزر

📌 گنجه

جمله سازی با حشيش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قصَّ العمالُ الحشيشَ حولَ الملعبِ قبلَ وصولِ الفريقِ الضيف.

کارگران قبل از ورود تیم میهمان، چمن اطراف ورزشگاه را کوتاه کردند.

💡 كانت الأرضُ مغطاةً بحشيشٍ كثيفٍ جعلَ المشيَ عليها مريحًا.

زمین پوشیده از چمن‌های انبوه بود که راه رفتن روی آن را راحت می‌کرد.

💡 قررت أن تزرع نبتة حشيش في حديقتها الخلفية للاستخدام الشخصي.

او تصمیم گرفت برای مصرف شخصی، گیاه کانابیس را در باغچه پشتی خانه‌اش پرورش دهد.

💡 رأى الراعي حشيشًا أخضرَ يغطي السفحَ بعدَ هطولِ الأمطارِ الغزيرة.

چوپان علف‌های سبزی را دید که پس از باران شدید، دامنه را پوشانده بودند.

💡 ‬حكى‬ ‫محمود ما حدث لفوزي الذي دخن سيجارة حشيش كاملة وهو ينصت‬ ‫لصديقه وبدا كأنه يزن األمر بدقة‪

محمود آنچه را که برای فوزی اتفاق افتاده بود، تعریف کرد. فوزی در حالی که به حرف‌های دوستش گوش می‌داد، یک سیگار کامل حشیش کشید و ظاهراً داشت موضوع را با دقت می‌سنجید.

💡 ‬أخرج فوزي قطعة حشيش من جيبه وراح يلف‬ ‫سيجارة ثم أطلق ضحكة خافتة وقال‪:‬‬ ‫كان يتظاهر بالمرح كأنما الظروف عادية تماما‪

فوزی تکه‌ای حشیش از جیبش درآورد، سیگاری پیچید، سپس خنده‌ی ضعیفی سر داد و گفت: او وانمود می‌کرد که شاد است، انگار شرایط کاملاً عادی بود.

کلمات مرتبط