حربه
🌐 سرنیزه
«حِربَة» یا گاهی «حِرْبة» در کاربردهای مختلف میتواند به معنی نیزه، سلاح نیزهمانند، یا وسیلهای برای جنگ باشد؛ اما در برخی لهجهها و متون ممکن است به معنی ابزار، وسیله یا حتی حیله نیز بهکار رود. برای تعیین معنی دقیق این واژه باید متن را دید، چون تلفظ و کاربرد آن میتواند بسته به منطقه و بافت متفاوت باشد. در معنای رایج تاریخی، نزدیک به «نیزه» است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جنگ او
📌 جنگ آن
📌 دعوای او
📌 جنگ صلیبی او
جمله سازی با حربه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاولت الأسرة نسيان حربه السابقة والبدء من جديد بعد المصالحة.
خانواده سعی کردند جنگ قبلی او را فراموش کنند و پس از آشتی، زندگی جدیدی را آغاز کنند.
💡 كل منا تائه في ضجيجه ويعيش حربه التي أنهكت روحه
هر یک از ما در هیاهوی خود گم شدهایم و جنگی را از سر میگذرانیم که روحمان را فرسوده کرده است.
💡 فقد الجيش حربه الأخيرة بسبب سوء التخطيط ونقص الإمدادات.
ارتش به دلیل برنامهریزی ضعیف و کمبود تدارکات، آخرین جنگ خود را باخت.
💡 تحدث القائد عن حربه الطويلة التي غيّرت حياته بالكامل.
فرمانده درباره جنگ طولانیاش که زندگیاش را کاملاً تغییر داد صحبت کرد.