جعب
🌐 ترکش
این واژه در اصل به معنای نوعی خمیدگی، فرورفتگی، یا چیزی شبیه گودی و حفره در سطح زمین یا شیء بهکار میرود. گاهی نیز به بخش توخالی یا جایگاهِ جمعکردنِ چیزی اشاره دارد و بسته به سیاق میتواند معنای فیزیکیِ «فرورفتگی» یا «محفظه» بدهد.
جمله سازی با جعب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان جعب الرسائل القديمة في الصندوق دليلًا على سنواتٍ طويلة من المراسلات.
کیسهی نامههای قدیمی داخل جعبه، گواهی بر سالها مکاتبه بود.
💡 حمل الصياد جعب السهام على ظهره وهو يسير بين الصخور العالية.
شکارچی در حالی که در میان صخرههای بلند قدم میزد، تیردان خود را بر پشتش حمل میکرد.
💡 وجدتُ جعب الأوراق فوق المكتب مرتبًا بعناية قبل بدء الاجتماع.
قبل از شروع جلسه، انبوهی از کاغذها را که مرتب روی میز چیده شده بودند، پیدا کردم.