جرف

🌐 صخره

«جرف» به کناره یا لبه‌ای گفته می‌شود که بر اثر آب، سیل یا فرسایش سست و خالی شده باشد؛ یعنی ساحل یا پرتگاهی که زیرش خالی شده و احتمال ریزش دارد. این واژه در عربی هم معنای طبیعی دارد و هم در کاربردهای استعاری برای چیزی ناپایدار یا در آستانه سقوط به‌کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 صخره

📌 صخره کناری

📌 سراشیبی

فعل (verb)

📌 لایروبی

📌 بیل

📌 بولدوزر کردن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قفسه

جمله سازی با جرف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هنالك جرف وحيد في شمال وادي المياه العذبة.

در شمال دره آب شیرین، صخره‌ای تنها وجود دارد.

💡 بنى الصيادون أكواخهم قرب جرف البحر لتسهيل الوصول إلى القوارب.

ماهیگیران کلبه‌های خود را در نزدیکی صخره‌های دریایی ساختند تا دسترسی به قایق‌ها آسان‌تر باشد.

💡 بعد سنوات من تعرضه للعوامل الجوية، أصبح تداعي جرف الصخرة يشكل خطراً على المتنزهين.

پس از سال‌ها قرار گرفتن در معرض عوامل طبیعی، صخره‌های فروریخته اکنون برای کوهنوردان خطر ایجاد می‌کنند.

💡 وكما حدث تماماً في عام 2014 لمنطقة جرف الصخر جنوبي العاصمة، سوف تصبح بغداد منعزلة تماماً عن الضواحي المحيطة بها.

درست همانطور که در سال ۲۰۱۴ برای منطقه جرف الصخر در جنوب پایتخت اتفاق افتاد، بغداد کاملاً از حومه‌های اطراف خود جدا خواهد شد.

💡 جرف جرف النهر التربة خلال الفيضان وأتلف جزءًا من الطريق الزراعي.

رودخانه هنگام طغیان باعث فرسایش خاک شده و به بخشی از جاده کشاورزی آسیب رسانده است.

💡 وقف الرجل بحذر على جرف صخري مرتفع يطل على الوادي العميق.

مرد با احتیاط روی صخره سنگی بلندی که مشرف به دره عمیق بود، ایستاده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران