جرض
🌐 جارد
«جرض» به معنای فروبردنِ چیزی با سختی و مشقت، یا بلعیدن چیزی بهزور و با ناراحتی است. در برخی متون، این واژه برای حالتی بهکار میرود که کسی چیزی را با تلخی، فشار یا اندوه میبلعد. کاربرد آن بیشتر ادبی و کلاسیک است.
جمله سازی با جرض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لم يستطع الطفل أن جرض اللقمة الكبيرة حتى سمعه والداه يسعل.
کودک نتوانست لقمه بزرگ را قورت دهد تا اینکه والدینش صدای سرفه او را شنیدند.
💡 حاول المريض أن جرض الدواء المرّ بصعوبة ثم شرب الماء بسرعة.
بیمار سعی کرد داروی تلخ را به سختی قورت دهد، سپس آب را به سرعت نوشید.
💡 جلس الرجل يتألم بعدما جرض الطعام بلا مضغٍ كافٍ.
مرد بعد از اینکه غذا را بدون جویدن کامل خورد، درد شدیدی احساس کرد.