جامده

🌐 جامد

«جامده» در نوشتار فارسی‌پسند، همان «جامدة» عربی است که به‌صورت آوایی نوشته شده و معنی آن همان سخت، سفت، منجمد یا غیرسیال است. گاهی نیز در متن‌های عامیانه یا محاوره‌ای به همین شکل دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سفت و سخت

جمله سازی با جامده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت لهجة المدير جامده جدًا فلم يجرؤ أحد على الاعتراض.

لحن مدیر آنقدر خشک و جدی بود که هیچکس جرات اعتراض نداشت.

💡 ظهرت ملامحها جامده عندما سمعت الخبر المفاجئ.

وقتی خبر غافلگیرکننده را شنید، چهره‌اش خشک شد.

💡 وقف الرجل جامده أمام الباب ينتظر أن يُسمح له بالدخول.

مرد بی‌حرکت جلوی در ایستاده بود و منتظر اجازه ورود بود.

💡 ‫وقف عادل بحوار يحيى ينظرون لوداد وهى تصعد‬ ‫السلم فوضع عادل يده على كتف يحيى والد قاسم‬ ‫وكأنه رفيقه من نفس عمره‪:‬بس جامده وداد‪.

عادل و یحیی ایستاده بودند و وداد را تماشا می‌کردند که از پله‌ها بالا می‌رفت. عادل دستش را روی شانه یحیی، پدر قاسم، گذاشت، انگار که دوست همسن و سالش بود: «وداد خیلی باحاله.»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران