تهتف

🌐 فریاد می‌زند.

از ریشهٔ هَتَفَ است و به معنای فریاد می‌زند، صدا می‌زند، شعار می‌دهد. این واژه معمولاً برای بلند گفتن نام کسی، ندا دادن، یا سر دادن شعار در جمع استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تشویق

📌 شعار دادن

📌 فریاد زد

📌 فریاد زدن

📌 فریاد برای

جمله سازی با تهتف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عندما رأت سارة المنظر الخلاب من قمة الجبل، لم تستطع إلا أن تهتف قائلة: 'يا سلام '

وقتی سارا از بالای کوه آن منظره‌ی نفس‌گیر را دید، نتوانست جلوی خودش را بگیرد و فریاد زد: «وای!»

💡 نسيت أن تركل الكرة قبل أن تهتف لها صديقتها بالتشجيع.

قبل از اینکه دوستش او را تشویق کند، فراموش کرد که به توپ شوت بزند.

💡 بعد مباراة قوية، غادر التلة بينما كانت الجماهير تهتف باسمه.

بعد از یک بازی سخت، او در حالی که هواداران نامش را فریاد می‌زدند، تپه را ترک کرد.

💡 لا تستطيع إلا أن تهتف بصوت عالٍ في مباراة كرة القدم لطفلها.

او نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد و در مسابقه فوتبال فرزندش با صدای بلند تشویق نکند.

💡 كلما دخل البطل الملعب، تهتف المدرجات بحماس كبير.

هر زمان که قهرمان وارد میدان می‌شود، سکوها با شور و شوق فراوان او را تشویق می‌کنند.

💡 لم تستطع إلا أن تهتف بفرح بعد تلقيها لرسالة القبول.

او پس از دریافت نامه پذیرش نتوانست جلوی فریاد زدن از خوشحالی را بگیرد.

💡 في المظاهرات، تهتف الناس بشعارات تطالب بالتغيير.

در جریان این تظاهرات، مردم شعارهایی مبنی بر تغییر اوضاع سر دادند.

کلمات مرتبط