تنکح

🌐 ازدواج کردن

از ریشه نکح و بسیار رایج در عربی است؛ به معنای «ازدواج کردن / به عقد درآوردن / همسری گرفتن» است. در کاربرد فقهی و قرآنی، این فعل به پیوند زناشویی و ازدواج اشاره دارد، نه صرفاً رابطهٔ عاطفی.

جمله سازی با تنکح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تناقش القاضي مع الطرفين بشأن متى يجوز أن تنكح الفتاة قانونيًا.

قاضی با هر دو طرف در مورد زمان قانونی ازدواج دختر صحبت کرد.

💡 في بعض المجتمعات، لا تنكح المرأة إلا بعد موافقة الأسرة.

در برخی جوامع، زن بدون رضایت خانواده ازدواج نمی‌کند.

💡 قال الرجل إنه لا يريد أن تنكح ابنته إلا في بيئة محترمة.

آن مرد گفت که فقط می‌خواهد دخترش در یک محیط آبرومندانه ازدواج کند.