تنقش

🌐 حکاکی

«تنقش» از ریشهٔ «نقش» به معنای «کندن، حک کردن، نقش زدن، یا جست‌وجو و بررسی دقیق» است. بسته به سیاق، می‌تواند معنی «نقش می‌کند» یا «بررسی می‌کند» داشته باشد. در زبان عربی، «نقش» هم در معنای هنریِ حکاکی و هم در معنای کاوش و دقت به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 برجسته کاری شده

📌 حکاکی کردن

📌 برش

📌 ای دیوونه

📌 حکاکی

📌 منگنه

جمله سازی با تنقش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يستخدم الحرفي أداة دقيقة لي تنقش الزخارف على النحاس.

هنرمند با استفاده از ابزاری ظریف، طرح‌ها را روی مس حکاکی می‌کند.

💡 في بعض المتاحف، تنقش العبارات القديمة على الحجر بعناية شديدة.

در برخی موزه‌ها، عبارات باستانی با دقت فراوان روی سنگ حک شده‌اند.

💡 ورقة يستخدم كمادة أساسية، وهي تنقش بعد الطباعة.

کاغذ به عنوان ماده پایه استفاده می‌شود و پس از چاپ، نقش برجسته روی آن زده می‌شود.

💡 يجب أن تنقش توقيعها على الوثائق الرسمية لجعلها صالحة.

او باید امضای خود را روی اسناد رسمی حک کند تا آنها معتبر باشند.

💡 ‬وحتى االنتحار ‪ ‬ففضالً عن أ ّن وسواس الموت يمنعني‬ ‫عنه‪ ‬فانّي اتكبّر عنه؛ ألنه عاقبة تنقش وشم الحقارة بنصوع على جبين‬ ‫حياتي‪

حتی خودکشی، گذشته از اینکه ترس از مرگ مانع آن می‌شود، چیزی است که من آن را پست می‌دانم؛ زیرا پیامدی است که لکه ننگ را برای همیشه بر پیشانی زندگی‌ام حک خواهد کرد.

💡 لأجل النحت، قررت أن تنقش أنماط دقيقة في الخشب.

برای کنده‌کاری، او تصمیم گرفت الگوهای پیچیده‌ای را روی چوب حکاکی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران