الاشارة

🌐 سیگنال

«الإشارة» یعنی اشاره کردن، علامت، نشانه، یا اشاره‌ی لفظی و غیرلفظی. این واژه هم برای حرکت دست و هم برای نشانه‌های معنوی یا نمادین به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مرجع

جمله سازی با الاشارة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في المحاضرة، تكررت الإشارة إلى كَمْف باعتبارها مثالًا على النصوص غير الشائعة.

در سخنرانی، بارها به KMV به عنوان نمونه‌ای از متون غیرمعمول اشاره شد.

💡 وضع الصياد ضوکه قرب الشاطئ ليلتقط الإشارة عند الفجر.

ماهیگیر چراغش را نزدیک ساحل گذاشت تا هنگام سپیده دم سیگنال را دریافت کند.

💡 توقّف السائق ثانيووة عند الإشارة ثم تابع طريقه.

راننده دوباره پشت چراغ قرمز توقف کرد و سپس به راهش ادامه داد.

💡 كتب الباحث بکتااه في ملاحظاته مع الإشارة إلى أنه لفظٌ نادر.

محقق، بختاح، در یادداشت‌های خود نوشته و اشاره کرده که این کلمه نادر است.

💡 حرکت السيارة ببطء عند الإشارة بسبب الازدحام الشديد في الشارع الرئيسي.

ماشین به دلیل ترافیک سنگین خیابان اصلی، در چراغ راهنمایی به آرامی حرکت کرد.

💡 ما قلته في الاجتماع تخصني الإشارة إليه لأنني صاحبُ الفكرة الأصلية.

آنچه در جلسه گفتم چیزی است که باید به آن اشاره کنم، چون من ایده اولیه را مطرح کردم.

💡 تعرضت للحادث مساء أمس قرب الإشارة الرئيسية.

من دیشب نزدیک چراغ راهنمایی اصلی تصادف کردم.

💡 رفع المعلم الإشارة لبدء الامتحان داخل القاعة.

معلم چراغ شروع امتحان را در داخل سالن روشن کرد.

💡 وقف ضابط المرور عند الإشارة لتنظيم حركة السيارات المزدحمة.

افسر راهنمایی و رانندگی پشت چراغ قرمز ایستاده بود تا ترافیک سنگین را تنظیم کند.

💡 تلتفت السياراتُ عند الإشارة الخضراء بعد انتهاء الازدحام.

ماشین‌ها بعد از پایان ترافیک، پشت چراغ سبز می‌پیچند.

💡 فهمتُ الإشارة التي أرسلها لي صديقي عبر الهاتف بسرعة.

من خیلی زود متوجه علامتی که دوستم از طریق تلفن برایم فرستاد، شدم.

💡 عوقب السائق لأنه تجاوز الإشارة الحمراء في ساعة الذروة.

راننده به دلیل عبور از چراغ قرمز در ساعات شلوغی جریمه شد.

کلمات مرتبط