تمساح

🌐 تمساح

این واژه به معنی «تمساح» یا «کروکودیل» است؛ همان جانور بزرگ آبزی و گوشت‌خوار. در عربی و فارسی همین معنا را دارد و یکی از واژه‌های شناخته‌شدهٔ عربی است که وارد فارسی هم شده است.

اسم (noun)

📌 تمساح

📌 گاتور

📌 کروک

جمله سازی با تمساح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عبر تمساح كبير الطريق، مما تسبب في توقف حركة المرور.

عبور یک کروکودیل بزرگ از جاده باعث توقف ترافیک شد.

💡 في فلوريدا، من الشائع ملاقاة تمساح في ملعب الجولف.

در فلوریدا، مواجهه با یک تمساح در زمین گلف امری عادی است.

💡 في حديقة الحيوانات، يدهش الأطفال لرؤية تمساح عملاق مستلقٍ بجانب الماء.

در باغ وحش، بچه ها از دیدن یک کروکودیل غول پیکر که کنار آب دراز کشیده، شگفت زده می شوند.

💡 وهو أقدم تمساح يعثر العلماء عليه حتى الآن.

این قدیمی‌ترین کروکودیلی است که دانشمندان تاکنون پیدا کرده‌اند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران