تصدر

🌐 صادر شده

این واژه از ریشهٔ «صدر» است و به معنی «در صدر نشستن»، «پیش‌گرفتن»، «رهبری کردن» یا «در جلو قرار گرفتن» می‌آید. در کاربردهای رسمی و اجتماعی، می‌تواند معنای «ریاست یافتن» یا «پیشتاز بودن» بدهد. در فارسی نزدیک‌ترین معناها «پیش‌نشستن» و «صدرنشینی» است.

فعل (verb)

📌 منتشر کردن

📌 ساطع کردن

📌 بالا

📌 اعلام کردن

📌 سرب

📌 ساطع شدن

📌 تیتر خبر

📌 سر نیزه

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مسئله

جمله سازی با تصدر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 انتشرت الإشاعات بسرعة في الحي قبل أن تصدر أي جهة رسمية توضيحًا.

قبل از اینکه هیچ نهاد رسمی توضیحی ارائه دهد، شایعات به سرعت در محله پخش شد.

💡 ‬و‬ ‫صارت تدعم كل القوانين الجديدة التي تصدر من طرف الملك ''فرانك''‪

و او شروع به حمایت از تمام قوانین جدید صادر شده توسط شاه فرانک کرد.

💡 سمعتُ نغمةً منخفضةً تصدر من الجهاز قبل أن يتوقف.

قبل از اینکه دستگاه خاموش شود، صدای ضعیفی از آن شنیدم.

💡 هذه مجلة يومية تصدر كل صباح وتغطي أخبار المدينة والعالم.

این مجله روزانه هر روز صبح منتشر می‌شود و اخبار شهر و جهان را پوشش می‌دهد.

💡 ‬واألصوات‬ ‫التي سمعتها لم تصدر عن جن وانما عن احتكاك السلسل بالدواليب‬ ‫المخفية بين الجدران‪

صداهایی که می‌شنیدم از جن نبود، بلکه از اصطکاک زنجیر با کابینت‌های مخفی بین دیوارها بود.

💡 ابحث عن الحقيقة قبل أن تصدر حكمك على الآخرين.

قبل از اینکه دیگران را قضاوت کنید، حقیقت را جستجو کنید.

💡 وضعتُ سكانة الباب الجديدة لأن القديمة كانت تصدر صوتًا مزعجًا كلما أُغلق الباب.

من آرام بند جدید را نصب کردم چون آرام بند قبلی هر وقت بسته می‌شد صدای آزاردهنده‌ای می‌داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران