تسطع

🌐 درخشش

از ریشه «سطع» به معنای درخشیدن، تابیدن، آشکار شدن یا بالا آمدن نور و روشنایی است. مثلاً وقتی نور خورشید می‌تابد یا چیزی بسیار روشن و نمایان می‌شود، این فعل به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درخشش

📌 کتک زدن

📌 سوختن

جمله سازی با تسطع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬بل كرجل يريد أن يرى الشمس تسطع يف سامئه‬ ‫كل يوم‪

بلکه، مانند مردی که می‌خواهد هر روز درخشش خورشید را در آسمان خود ببیند

💡 ‫كوثر‪ :‬هم نور العيون إذ بهم تسطع الشمس ويتجلى ال َق َمر‪.

کوثر: آنان نور چشم‌ها هستند، زیرا به وسیله‌ی ایشان خورشید می‌درخشد و ماه آشکار می‌شود.

💡 كانت وهيا تقرأ الكتاب قرب النافذة، بينما تسطع الشمس على مكتبها.

او در حالی که خورشید روی میزش می‌تابید، کتاب را نزدیک پنجره می‌خواند.

💡 في الليل، تسطع النجوم بوضوح عندما تكون السماء صافية.

شب‌ها، وقتی آسمان صاف است، ستاره‌ها به روشنی می‌درخشند.

💡 شمس الصباح تسطع فوق قمم الجبال

خورشید صبحگاهی بر فراز قله‌های کوه می‌درخشد.

💡 قطتي تستمتع بالنوم في أشعة الشمس التي تسطع عبر النافذة.

گربه من از خوابیدن زیر نور خورشیدی که از پنجره به داخل می‌تابد لذت می‌برد.

کلمات مرتبط