تسريع
🌐 شتاب
اسم (noun)
📌 شتاب دهنده
📌 شتاب
📌 سریعتر
📌 شتاب دادن
📌 سرعت بخشیدن
📌 تند شدن
جمله سازی با تسريع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساعد تنظيم الملفات الإلكترونية في تسريع إنجاز العمل داخل المكتب.
سازماندهی فایلهای الکترونیکی به سرعت بخشیدن به تکمیل کار در دفتر کمک کرد.
💡 ساعد التطور التقني في تسريع التواصل بين الناس في مختلف أنحاء العالم.
پیشرفتهای تکنولوژیکی به تسریع ارتباط بین مردم در سراسر جهان کمک کرده است.
💡 تعمل الشركة على تسريع إجراءات الشحن لتصل الطلبات في الوقت المحدد.
این شرکت در تلاش است تا مراحل ارسال را تسریع کند تا سفارشات به موقع برسند.
💡 أدى ظھور وسائل التواصل إلى تسريع نشر الأخبار بين الناس.
ظهور رسانههای اجتماعی، سرعت انتشار اخبار را در بین مردم افزایش داده است.
💡 تساعد التقنية في تسريع التواصل بين الناس مهما كانت المسافات بعيدة.
فناوری به سرعت بخشیدن به ارتباط بین افراد کمک میکند، فارغ از اینکه چقدر از هم دور باشند.
💡 ساعد تحديث النظام على تسريع معالجة البيانات داخل المؤسسة.
بهروزرسانی سیستم به سرعت بخشیدن به پردازش دادهها در سازمان کمک کرد.
💡 قرر الطبيب تسريع الفحص بسبب ظهور أعراض مقلقة عند المريض.
پزشک به دلیل بروز علائم نگران کننده در بیمار، تصمیم به تسریع معاینه گرفت.