تسخين
🌐 گرمایش
اسم (noun)
📌 گرمایش
📌 دوباره گرم کردن
📌 گرم کردن مجدد
📌 گرم شدن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 گرما
جمله سازی با تسخين
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أفاد سعد بهذه المعلومة وه و يقلي بيضتين على جهاز تسخين صغير س را.
سعد این اطلاعات را در حالی که داشت دو تخم مرغ را روی یک وسیله گرمایشی کوچک سرخ میکرد، گزارش داد.
💡 في بعض المطاعم، يتم تسخين الخبز ليصبح أكثر طراوة ورائحة.
در بعضی رستورانها، نان را حرارت میدهند تا نرمتر و خوشعطرتر شود.
💡 استخدام تسخين مناسب يساعد على تحسين الطعم دون إفساد الطعام.
استفاده از حرارت مناسب به بهبود طعم غذا بدون خراب شدن آن کمک میکند.
💡 هذا الخبز صالح للأكل، لكنه يحتاج فقط إلى تسخين بسيط قبل التقديم.
این نان خوراکی است، اما قبل از سرو فقط به کمی گرم شدن نیاز دارد.
💡 يحتاج هذا الطبق إلى تسخين بسيط قبل تقديمه للضيوف على المائدة.
این غذا قبل از اینکه برای مهمانان سر میز سرو شود، باید کمی گرم شود.