تذبب
🌐 نوسان
این واژه نیز غیرمعمول و احتمالاً ناقص است، اما از نظر شباهت نوشتاری میتواند به ریشه و مفهوم تذبذب نزدیک باشد. اگر چنین باشد، معنای آن «نوسان کردن، مردد بودن، ثبات نداشتن، بین دو حالت رفتوآمد کردن» است. در فارسی معمولاً برای این معنا «دو دل بودن»، «نوسان داشتن»، یا «ثبات نداشتن» بهکار میرود.
جمله سازی با تذبب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 إذا تذبب الأداء في الفريق، فسيفقد المدرب القدرة على التخطيط بثبات.
اگر عملکرد تیم دچار نوسان شود، مربی توانایی برنامه ریزی منسجم را از دست خواهد داد.
💡 قد تذبب درجة الحرارة بين الصباح والليل بشكل ملحوظ في الشتاء.
در زمستان، دما ممکن است بین صبح و شب به طور قابل توجهی تغییر کند.
💡 بدأ المؤشر تذبب في السوق بعد الإعلان عن القرار الاقتصادي الجديد.
شاخص پس از اعلام تصمیم جدید اقتصادی، نوسانات خود را در بازار آغاز کرد.