تدافع
🌐 دفاع
اسم (noun)
📌 رم کردن
📌 دفاع
📌 تکان دادن
📌 تنه زدن
📌 هل دادن و تنه زدن
فعل (verb)
📌 محافظت کردن
📌 حمایت کردن
جمله سازی با تدافع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حدث تدافع عند باب القاعة حين دخل الجمهور لحضور الحفل الكبير.
وقتی تماشاگران برای شرکت در کنسرت بزرگ وارد سالن شدند، ازدحام جمعیت در ورودی سالن رخ داد.
💡 لم تكن الفتاة الشابة تدافع عن خطيبها أو والدها أو شقيقها
دختر جوان از نامزدش، پدرش یا برادرش دفاع نمیکرد.
💡 لم يحدث تدافع في السوق لأن التنظيم كان جيدًا والموظفون كانوا منتبهين.
هیچ ازدحامی در بازار وجود نداشت، چون سازماندهی خوب بود و کارکنان حواسشان به همه چیز بود.
💡 أزال العامل العشّ بحذرٍ لأن دبابير كانت تدافع عنه.
کارگر با دقت لانه را برداشت زیرا زنبورها از آن دفاع میکردند.
💡 ضغط رهيب عاد ّ قلق ينشأ من تدافع المتوقع مني من الدرجات
فشار وحشتناکی به همراه اضطراب ناشی از تقلا و تلاش مورد انتظار برای کسب نمرات، دوباره برگشت.
💡 وإن قوة كارت تكمن في ُ مر التي تدافع عنه
و قدرت کارت در شجاعتی نهفته است که از او دفاع میکند.