تحد

🌐 چالش

«تحد» معمولاً صورتِ کوتاه‌شده یا ناتمام از ریشه «حدد» یا واژه‌ای مرتبط است و به‌تنهایی کمتر به‌عنوان یک فعل کامل دیده می‌شود. اگر منظور از آن «حدّ» باشد، معنی «لبه، مرز، سرحد، محدودیت» می‌دهد؛ و اگر در قالب فعلی باشد، باید در جمله بررسی شود. به‌طور کلی، این صورت بدون بافت، معنای قطعی و مستقلی ندارد و نیاز به متن دارد.

اسم (noun)

📌 چالش

📌 سرپیچی

جمله سازی با تحد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هذه التجربة تحد من قدرة الفريق على العمل بسرعة.

این تجربه، توانایی تیم را برای کار سریع محدود می‌کند.

💡 الضوضاء المستمرة تحد من تركيز الطلاب داخل الفصل الدراسي.

سر و صدای مداوم، تمرکز دانش‌آموزان را در کلاس درس کاهش می‌دهد.

💡 العديد من المنظمات تحد من الأجر الإضافي لتجنب إرهاق الموظفين والحفاظ على روحهم المعنوية.

بسیاری از سازمان‌ها برای جلوگیری از کار بیش از حد کارمندان و حفظ روحیه آنها، پرداخت اضافه کاری را محدود می‌کنند.

💡 يشعر بعض الموظفين بأن القیود الإدارية الكثيرة تحد من قدرتهم على الإبداع واتخاذ القرار.

برخی از کارمندان احساس می‌کنند که محدودیت‌های اداری زیاد، توانایی آنها را در خلاقیت و تصمیم‌گیری محدود می‌کند.

💡 ‬م مــا يمكن نــا مــن تحد يــد حــدود ال قــراءة تحد يــدا ج يــدا

این به ما اجازه می‌دهد تا محدودیت‌های خواندن را به خوبی تعریف کنیم.

💡 القوانين الجديدة تحد من الاستهلاك الزائد للمياه في الصيف.

قوانین جدید مصرف بیش از حد آب در تابستان را محدود می‌کند.

کلمات مرتبط