تجاربه

🌐 تجربیات او

این واژه به احتمال زیاد شکلِ «تجربه‌اش / تجربهٔ او» یا صورت پیوسته‌ای از «تجربه» با ضمیر است و بسته به متن، می‌تواند به «تجربهٔ او» اشاره کند. اگر منظورِ صرفِ واژه باشد، همان مفهوم «تجربه، آزمودگی، آنچه از راه عمل به دست می‌آید» را دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تجربیات او

📌 آزمایش‌های او

📌 تجربیات آنها

📌 تجربه او

📌 تجربه آن

📌 آزمایش‌ها

جمله سازی با تجاربه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تتشكل هوية الإنسان من تجاربه وعلاقاته وقيمه منذ الطفولة.

هویت یک فرد از تجربیات، روابط و ارزش‌های او از دوران کودکی شکل می‌گیرد.

💡 يشارك المهندس تجاربه مع زملائه حتى يتجنبوا الأخطاء التي واجهها في عمله.

مهندس تجربیات خود را با همکارانش به اشتراک می‌گذارد تا آنها بتوانند از اشتباهاتی که او در کارش با آنها مواجه شده بود، اجتناب کنند.

💡 أعدّ إسرایيل بني عرضًا عن تجاربه في العمل الميداني.

اسرائیل بنی در مورد تجربیات خود در کار میدانی، ارائه‌ای آماده کرد.

💡 يخطئ الإنسان أحيانًا، لكنه يتعلم من تجاربه إذا امتلك الشجاعة والوعي.

انسان‌ها گاهی اشتباه می‌کنند، اما اگر شجاعت و آگاهی داشته باشند، از تجربیات خود درس می‌گیرند.

💡 تغريت نظرة الشاب للحياة بعد أن واجه أولى تجاربه الصعبة.

نگاه این مرد جوان به زندگی پس از مواجهه با اولین تجربیات دشوارش تغییر کرد.

💡 استفاد الطالب من تجاربه السابقة عندما بدأ مشروعه الجديد في الجامعة.

دانشجو هنگام شروع پروژه جدیدش در دانشگاه، از تجربیات قبلی خود بهره برد.

💡 بعد سنوات طويلة، أصبحت تجاربه مصدرًا مهمًا يرشده في اتخاذ القرارات الصعبة.

پس از سال‌ها، تجربیات او به منبع مهمی برای راهنمایی در تصمیم‌گیری‌های دشوار تبدیل شد.

کلمات مرتبط