تبج

🌐 تبج

«تَبَجَّ» یا «تبج» از ریشه بهج / تبجّج به معنای درخشیدن، شاداب و زیبا شدن، یا با نشاط ظاهر شدن است. این واژه معمولاً برای توصیف چهره، رنگ، یا حالتی روشن و دل‌انگیز به‌کار می‌رود. در بعضی کاربردها، به معنای خوش‌نمایی و جلوه‌گری نیز نزدیک است.

جمله سازی با تبج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تبجّح الشاب أمام أصدقائه بما يملك، ففقد احترامهم سريعًا.

مرد جوان به دوستانش در مورد دارایی‌هایش فخر فروشی کرد و خیلی زود احترام آنها را از دست داد.

💡 لا تبجّ بمكانتك أمام الناس، فالتواضع أجمل من الفخر المبالغ فيه.

در برابر مردم به مقام و منزلت خود فخر فروشی مکن، زیرا فروتنی از تکبر بیش از حد زیباتر است.

💡 ‫ؤن تبج ا ا الا ااساض و‪ٛ‬ا اا‪ ١‬ضٗبتا ااي وتا ااسبح ي!

Onn Tabaj A A جز Asaad Wa ٛa Aa 1 Dbtaa Ay Watta Aasabah Ya!

💡 تبجّح بعض المتحدثين بإنجازاتهم رغم أن الفريق هو الذي صنع النجاح.

برخی از سخنرانان به دستاوردهای خود می‌بالیدند، در حالی که این تیم بود که این موفقیت را رقم زد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران