بلطة
🌐 تبر
اسم (noun)
📌 تبر
📌 قطب
جمله سازی با بلطة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حمل الفلاح بلطة صغيرة ليقطع الأغصان اليابسة في الحديقة.
کشاورز تبر کوچکی برای بریدن شاخههای خشک باغ حمل میکرد.
💡 كانت بلطة النجّار حادّة ومناسبة للعمل الدقيق.
تبر نجار تیز بود و برای کارهای دقیق مناسب.
💡 شملت مجموعته بلطة نادرة تعود لأحد المحاربين المشهورين.
مجموعه او شامل یک تبر نادر متعلق به یک جنگجوی مشهور بود.
💡 وجدوا بلطة قديمة بجانب المخزن بعد تنظيف المكان.
آنها پس از تمیز کردن محل، یک تبر قدیمی در کنار انبار پیدا کردند.
💡 يمكن أن تكون بلطة القذف سلاحًا فعالًا بشكل مدهش في الأيدي الماهرة.
یک تبر پرتابی میتواند در دستان ماهر، سلاحی شگفتانگیز و مؤثر باشد.
💡 كنا نحن الثلاثة مسلحين، في حين حمل ميلينج بلطة صغيرة كان يستخدمها في تقطيع الحطب، وبعض الأسلاك الملفوفة.
ما سه نفر مسلح بودیم، در حالی که ملینگ یک تبر کوچک که برای شکستن چوب استفاده میکرد و مقداری سیم حلقه شده در دست داشت.