بقالي

🌐 من مانده‌ام.

«بقالي» یعنی «بقالی» یا «مربوط به بقال»، و گاهی هم به شکل صفت یا نسبت به کار می‌رود؛ مثلاً چیزی که به فروشگاه بقالی مربوط است. در فارسی نیز معمولاً به معنای «از جنس بقالی / خواربارفروشی» فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 بقال متعهد

📌 باکالی

جمله سازی با بقالي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رأيتُ بقالي يضع الخضارَ الطازجة أمام المحل مع بداية الصباح.

دیدم یک بقال، اول صبح دارد سبزیجات تازه را جلوی مغازه می‌گذارد.

💡 حدثتُ بقالي في السوق عن الأسعار المرتفعة هذا الأسبوع.

من به بقال خودم در بازار از قیمت‌های بالای این هفته گفتم.

💡 سألنا بقالي عن نوع الزيت الأفضل، فأرشدنا إلى ماركة مناسبة.

از یک بقال در مورد بهترین نوع روغن پرسیدیم و او ما را به یک برند مناسب راهنمایی کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران