بفمه

🌐 با دهانش.

یعنی «با دهان او» یا «از دهانش». این ترکیب به دهانِ شخص خاصی اشاره دارد و معمولاً در جمله‌هایی به کار می‌رود که چیزی از دهان او گفته یا خارج شده باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 با دهانش.

📌 در دهانش.

📌 با دهان خودش

📌 با دهانشان

جمله سازی با بفمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانَ الطفلُ يغطّي بفمهِ حينَ يضحكُ بصوتٍ عالٍ داخلَ الصفِّ احترامًا للمعلم.

کودک وقتی در کلاس با صدای بلند می‌خندید، به احترام معلم، دهانش را می‌پوشاند.

💡 أصدر الكلب صوت صفعة بفمه وهو يمضغ اللعبة.

سگ هنگام جویدن اسباب‌بازی، با دهانش صدای سیلی ایجاد کرد.

💡 ابتسمَ بفمهِ ابتسامةً خفيفةً حينَ سمعَ الخبرَ السعيدَ عن نجاحِ ابنِه.

وقتی خبر خوب موفقیت پسرش را شنید، لبخند کمرنگی زد.

💡 قالَ بفمهِ ما لم يكنْ يقصدهُ قلبه، فساءَ فهمُ الحاضرينَ لكلامهِ المفاجئ.

او با دهانش چیزی گفت که در دلش نبود، و حاضران سخنان ناگهانی او را بد تعبیر کردند.

💡 هذه المقارنات قد لا تكون عادلة لأن الليمور يفضل التعامل مع الأشياء بفمه (بدلًا من يده) وفقط تأخذ الأشياء اهتمامًا منها عندما يكون في الأسر.

این مقایسه‌ها ممکن است منصفانه نباشند، زیرا لمورها ترجیح می‌دهند اشیا را با دهانشان (به جای دستانشان) لمس کنند و فقط زمانی که در اسارت هستند به اشیا علاقه نشان می‌دهند.

💡 ‬ح اول تقبي ل‬ ‫رقبتي بفمه الكرزي الصغير الجميل‪

او اول گردنم را با دهان کوچک و زیبای گیلاسی‌اش بوسید

کلمات مرتبط