بضم

🌐 با گنجاندن

«بضم» از ریشهٔ «ضمّ» به معنای «ضم کردن»، «در آغوش گرفتن»، «پیوستن» یا «جمع کردن» است. اگر در متنی بیاید، غالباً معنای «با ضمّ / به‌هم‌پیوستن» یا «به‌صورت ضمیمه» را القا می‌کند. «ضم» در عربی هم معنای جسمانی دارد (فشردن و در آغوش گرفتن) و هم معنای معنایی (ضمیمه کردن، پیوستن).

فعل (verb)

📌 شامل شدن

اسم (noun)

📌 وصال

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ضمیمه

جمله سازی با بضم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سأقوم بضم الألواح قبل أن نبدأ في طلاء السياج.

قبل از اینکه شروع به رنگ‌آمیزی نرده کنیم، تخته‌ها را به هم وصل می‌کنم.

💡 تمّت ترقية المساحة بضم الغرفة الصغيرة إلى الصالة الرئيسية.

با ترکیب اتاق کوچک با سالن اصلی، فضا ارتقا یافت.

💡 جرى تحسينُ المشروع بضم خبراءَ من عدة تخصصات.

این پروژه با مشارکت متخصصانی از رشته‌های مختلف بهبود یافت.

💡 قرروا حلَّ المشكلة بضم الجهود بين الفريقين بدلًا من العمل المنفصل.

آنها تصمیم گرفتند به جای کار جداگانه، با ترکیب تلاش‌های دو تیم، مشکل را حل کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران