بشرتها

🌐 پوست او

«بَشَرَتُها» یعنی پوست او (مونث). این ضمیر به پوستِ یک زن یا یک شیء مؤنث اشاره دارد و بسته به جمله، می‌تواند دربارهٔ رنگ، لطافت، خشکی، یا ویژگی‌های پوست او باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پوست او

📌 رنگ چهره‌اش

📌 پوست آنها

جمله سازی با بشرتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالت الطبيبة إن بشرتها تحتاج إلى ترطيب يومي بسبب الطقس الجاف.

دکتر گفت که پوستش به دلیل خشکی هوا به مرطوب کننده روزانه نیاز دارد.

💡 تميّزت بشرتها بنعومة واضحة جعلت وجهها يبدو أكثر إشراقًا.

پوستش به طرز محسوسی صاف بود و همین باعث می‌شد صورتش روشن‌تر به نظر برسد.

💡 نسبت بشرتها الشفافة إلى نظام العناية الصارم الذي تتبعه يومياً.

او پوست شفاف خود را به رژیم مراقبت از پوستی که روزانه دنبال می‌کند، نسبت داد.

💡 أصبحت بشرتها متشققة بسبب التعرض لأشعة الشمس خلال الإجازات الصيفية.

پوست او به دلیل قرار گرفتن در معرض آفتاب در تعطیلات تابستانی ترک خورد.

💡 اهتمت الفتاةُ بصحتها كثيرًا حتى أصبحت بشرتها أكثر صفاءً ونضارةً.

دختر به سلامتی خود بسیار اهمیت می‌داد تا اینکه پوستش شفاف‌تر و شاداب‌تر شد.

💡 بدت بشرتها متعبةً قليلًا بعد السفر الطويل وقلة النوم في الأيام الماضية.

پوستش بعد از سفر طولانی و کمبود خواب چند روز گذشته کمی خسته به نظر می‌رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران