بتقديم

🌐 با ارائه

از ریشه‌ی تقديم است و معنی «ارائه کردن، پیشکش کردن، جلو انداختن، یا تقدیم کردن» دارد. این واژه بسته به جمله ممکن است هم معنای «پیش‌کش» و هم معنای «عرضه / ارائه» بدهد.

فعل (verb)

📌 فراهم کردن

📌 برای ارائه

اسم (noun)

📌 تسلیم

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 تحویل

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 وعده داده شده

جمله سازی با بتقديم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تبرا من المسؤولية أمام الصحافة، لكنه وعد بتقديم توضيح رسمي لاحقًا.

او در مصاحبه با مطبوعات مسئولیت خود را انکار کرد، اما قول داد که بعداً توضیح رسمی ارائه دهد.

💡 لا يمكن فتح الحساب إذا إال بتقديم الوثائق المطلوبة.

افتتاح حساب بدون ارائه مدارک لازم امکان‌پذیر نیست.

💡 يلتزم الموظفون بتقديم الإقرار الخاص بضريبة الدخل كل عام.

کارمندان موظفند هر ساله اظهارنامه مالیات بر درآمد را ارائه دهند.

💡 ‬فإن طبيعة عمله القصصي ال‬ ‫تسمح بتقديم شرح توضيحي لألمراض االجتماعية وحيثياتها‪

ماهیت آثار روایی او اجازه توضیح دقیق بیماری‌های اجتماعی و علل آنها را نمی‌دهد.

💡 القاضي الزمهم بتقديم الوثائق الرسمية خلال أسبوع واحد فقط.

قاضی به آنها دستور داد که اسناد رسمی را ظرف فقط یک هفته ارائه دهند.

💡 ‬بتقديم اطروحات بديلة بدالً من‬ ‫انتقاد تلك الموجودة‪

با ارائه استدلال‌های جایگزین به جای انتقاد از استدلال‌های موجود.

💡 يهتم البنك الإسلامي بتقديم خدمات مالية متوافقة مع الشريعة.

بانک اسلامی به ارائه خدمات مالی مطابق با قوانین شریعت می‌پردازد.

💡 اهتمت الشركة بتقديم خدمة سريعة لتسهيل شؤون العملاء.

این شرکت بر ارائه خدمات سریع برای تسهیل امور مشتریان تمرکز داشت.

💡 في المعرض التجاري وعدناهم بتقديم خصم خاص إذا قرروا الشراء قبل نهاية اليوم.

در نمایشگاه به آنها قول دادیم که اگر قبل از پایان روز تصمیم به خرید بگیرند، تخفیف ویژه‌ای به آنها می‌دهیم.

💡 ساعد التاجر الفقراء بتقديم خصومات خاصة خلال شهر رمضان.

تاجر با ارائه تخفیف‌های ویژه در ماه رمضان به فقرا کمک می‌کرد.

💡 تهتم الجمعية المجعية بتقديم الدعم للأسر المحتاجة في الحي.

این انجمن در راستای حمایت از خانواده‌های نیازمند در محله فعالیت می‌کند.

کلمات مرتبط