ببيدا

🌐 بیدیدا

این شکل نیز در عربیِ معیار به این صورت رایج نیست. از نظر ظاهری ممکن است به ریشه یا واژه‌ای شبیه «بيدا» یا «بيداء» ارتباط داشته باشد، که به معنای «بیابان، صحرا» است؛ اما قطعیت ندارد. اگر مقصود واژه‌ای با این صدا بوده باشد، معنای کلی می‌تواند به «بیابان‌گونه» یا «در صحرا» مربوط شود، ولی برای ترجمه دقیق باید صورت درست واژه مشخص شود.

جمله سازی با ببيدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ذهبتُ ببيدا إلى المركز الصحي لأنّني شعرتُ بتعبٍ مفاجئ في الطريق.

من به مرکز بهداشت بیدا رفتم چون در طول مسیر ناگهان احساس خستگی کردم.

💡 وصلتُ ببيدا إلى المقهى قبل الموعد، فاستغليتُ الوقت في قراءة الأخبار.

قبل از قرار به کافه رسیدم، بنابراین از وقت برای خواندن اخبار استفاده کردم.

💡 دخلتُ ببيدا ب البوابة الرئيسية بعد أن أذن لي الحارسُ بالمُرور.

بعد از اینکه نگهبان به من اجازه عبور داد، از دروازه اصلی وارد بیدا بی شدم.

💡 تحركنا ببيدا ب الحافلة نحو المدينة مع الفجر كي نصل قبل الازدحام.

ما سحرگاه با اتوبوس به سمت شهر حرکت کردیم تا قبل از شلوغی جمعیت برسیم.

💡 وقف الفريق ببيدا ب الملعب ينتظر بداية المباراة وسط حماس الجمهور.

تیم در میان شور و شوق تماشاگران، در ورزشگاه منتظر شروع مسابقه بود.

💡 مررنا ببيدا على المكتبة العامة لشراء بعض الكتب والدراسات المفيدة.

ما از کنار کتابخانه عمومی رد شدیم تا چند کتاب و مطالعه مفید بخریم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران