بالجوع

🌐 گرسنگی

این ترکیب از «بِـ» و «الجوع» به معنای «با گرسنگی»، «از روی گرسنگی» یا «در اثر گرسنگی» است. «جوع» یعنی گرسنگی شدید یا احساس نیاز به غذا، و این واژه معمولاً در توصیف حالتی جسمی یا روانی به کار می‌رود که فرد از نبود غذا رنج می‌برد.

اسم (noun)

📌 گرسنگی

صفت (adjective)

📌 گرسنه

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گرسنگی

جمله سازی با بالجوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‫تلك القطعة من اللحم في أية لحظة أحس فيها بالجوع‪

اون تیکه گوشت هر وقت که احساس گرسنگی می‌کنم

💡 لا يحب أخي تأخير الفطور لأنه يشعر بالجوع سريعاً إذا بدأ يومه بلا طعام.

برادرم دوست ندارد صبحانه را به تأخیر بیندازد، چون اگر روزش را بدون غذا شروع کند، سریع گرسنه می‌شود.

💡 يواجه بعض اللاجئين الحياة اليومية بالجوع ونقص الموارد.

برخی از پناهندگان با زندگی روزمره‌ای همراه با گرسنگی و کمبود منابع روبرو هستند.

💡 بعد السفر، شعر الطفل بالجوع ولم يكلط سوى قطعة خبز.

پس از سفر، کودک احساس گرسنگی کرد و فقط یک تکه نان خورد.

💡 إذا لم تعشی الآن، فقد تشعر بالجوع قبل النوم مباشرة.

اگر الان شام نخورید، ممکن است درست قبل از خواب احساس گرسنگی کنید.

💡 لا يستطيع العامل أن ينجز عمله جيدًا بالجوع والتعب.

یک کارگر اگر گرسنه و خسته باشد، نمی‌تواند کارش را به خوبی انجام دهد.

💡 تعيط الطفلة عندما تشعر بالجوع أو التعب في آخر النهار.

نوزاد وقتی در پایان روز احساس گرسنگی یا خستگی می‌کند گریه می‌کند.

💡 عاد الأطفال من المدرسة بالجوع الشديد بعد يوم طويل من اللعب.

بچه‌ها بعد از یک روز طولانی بازی، خیلی گرسنه از مدرسه برگشتند.

کلمات مرتبط