اولاد
🌐 کودکان
دیکشنری عربی به فارسی
📌 پسران
📌 رفقا
📌 کودک
📌 فرزندان
📌 نوادگان
📌 مسئله
جمله سازی با اولاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جاء اولاد المدرسة مبكرًا اليوم لأن الحصة الأولى كانت في المختبر.
بچههای مدرسه امروز زود آمدند چون اولین درس در آزمایشگاه بود.
💡 لعب اولاد الحي في الساحة حتى بدأت الشمس تغيب خلف المباني.
بچههای محله تا غروب خورشید پشت ساختمانها در میدان بازی میکردند.
💡 لقد قلت لا اولاد في ذلك المنزل لكن...
گفتم بچهای تو اون خونه نیست، اما...
💡 انها من اجل اولاد أختي ان اباهم موجود في مكان ما من المحيط الهادئ
برای برادرزادهها و خواهرزادههایم است؛ پدرشان جایی در اقیانوس آرام است.
💡 وقف اولاد الجيران عند الباب ينتظرون صديقهم ليخرج معهم إلى النادي.
بچههای همسایه دم در ایستاده بودند و منتظر دوستشان بودند تا با آنها به باشگاه برود.
💡 ما عدى أنكِ متقدمه بأسبوع وأجهزة غسل موقع الجريمه هي روبوتات أنتي تعلمين, قليل من اولاد الالمنيوم على عجلات
البته تو یه هفته جلوتری و تجهیزات تمیز کردن صحنه جرم ربات هستن، میدونی، چند تا پسر بچه آلومینیومی چرخدار.